أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
398
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كرده است فى قوله : « لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ » و برو خشم گرفته است « وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ » و بعضى از ايشان را بوزينگان و خو كان گردانيده است و آنكسى است كه طاغوت را يعنى شيطان را پرستيد و گوسالهء سامرى را بدون خداى معبود خود گرفت اين جماعت بتراند بمنزلت و مرتبه و استحقاق ذمّ و عقاب در دنيا و آخرت و گمراهترند از راه راست . در خبرست كه چون اين آيت آمد مسلمانان زبان طعن دراز كردند و جهودان را گفتند : يا اخوان القردة و الخنازير ، ايشان رسوا شدند و ازين هيچگونه جوابى نداشتند و دانستند كه راست است و خداى خبر داده است . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 61 تا 62 ] وَ إِذا جاؤُكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ ( 61 ) وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 62 ) آنگه صفت منافقان كرد و آنچه گويند و كنند و كشف اسرار ايشان كرد گفت كه : اين منافقان چون بنزديك شما آيند گويند كه : ايمان آورديم نه چنين است كه ميگويند بلكه با كفر در آمدند و هم با كفر بيرون شوند يك لحظه و يك حال از كفر خالى نيستند و خداى عالمترست به آنچه ايشان پنهان ميدارند از كفر و اظهار خلاف آن ميكنند و تو اى محمّد بينى بسيارى را از ايشان كه در كفر و بيدادى مسارعت ميكنند و شتاب جز در گناه نمىنمايند « اثم » هر گناهى بود كه ضرر آن بر فاعلش مقصور بود و « عدوان » ظلم بود و هر گناهى كه ضرر آن به ديگرى رسد و در خوردن رشوه و مال حرام سعى ميكنند و بد فعلى و كارى است آنچه ايشان ميكنند . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 63 ] لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ ( 63 ) آنگه دانشمندان هر دو گروه را از جهودان و ترسايان تعيير كرد و ملامت فرمود بر ترك امر معروف و نهى منكر و گفت : چرا نهى نميكنند و باز نميدارند ايشان را علماء و احبار ايشان از دروغ گفتن و حرام خوردن و سخت بد است آنچه ايشان ميكنند « ربّانى » عالمى بود كه علم دين داند و تربيت علم الهى كند [ و ربّانيان ] علماء ترسايانند و [ احبار ] علماى جهودان .